مرتضی جوهری

یکی از بهانه های واهی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا برای حمله به ایران در جنگ تحمیلی سوم، ادعای غنی سازی اورانیوم در حد دسترسی قریب‌الوقوع به سلاح هسته‌ای برای حمله جمهوری اسلامی به سرزمین های اشغالی با بمب اتمی بود؛ این در حالی است که تأسیسات هسته‌ای‌ایران بارها توسط بازرسان آژانس 
بین المللی انرژی اتمی بازرسی شده و صلح آمیز و غیرنظامی بودن فعالیت هسته ای ایران به طور مکرر و با شواهد و قرائن به اثبات رسیده است. اما آیا حساسیتی که سال ها است در این باره متوجه ایران بوده نباید متوجه کشورهای دیگر، به ویژه آنهایی باشدکه ایران را  درحال تلاش جدی برای ساخت سلاح اتمی‌می‌دانند و دانشمندان و فیزیک‌دانان ایرانی بسیاری را بی دلیل ترور کرده اند و آیا خود این کشورهای مدعی رعایت حقوق بشر نباید خودشان مورد
 راستی آزمایی قرار گیرند؟ آیا رژیم صهیونیستی دلایل و شواهد کافی و قانع کننده برای 
اثبات نداشتن سلاح اتمی به دنیا ارائه کرده است؟ آیا تضمینی وجود دارد ایالات متحده که در ششم و نهم آگوست ۱۹۴۵ برای پیروز شمردن خود در جنگ جهانی دوم و حفظ جان نیروهای
 نظامی اش دو بمب اتمی را بر سر مردم هیروشیما و ناگازاکی انداخت به کشور دیگری حمله اتمی نکند؟

سیاست «ابهام هسته ای» اسرائیل
واقعیت امر این است که اسرائیل هرگز به طور رسمی داشتن سلاح هسته ای را نه اقرار و نه انکار کرده است و سیاست «ابهام هسته ای» را دنبال می کند. اسرائیل یکی از پنج کشوری است که باوجود فشار بین  المللی، قرارداد پیمان منع گسترش سلاح های اتمی یا معاهده عدم اشاعه هسته ای(NPT) را امضاء نکرده، با این توجیه که این کار مغایر با منافع امنیت ملی این رژیم است. این پیمان نامه در سال ۱۹۶۸ میلادی (۱۳۴۷ شمسی) بین چند کشور منعقد شد و از آن پس کشورهای دنیا از لحاظ هسته ای به دو دسته دارای سلاح هسته ای و فاقد سلاح هسته ای تقسیم بندی شدند. هدف از ایجاد این معاهده جهانی این بود که استفاده از سلاح هسته ای در سطح بین المللی تحت کنترل قرار گیرد. ایران یکی از امضاءکنندگان این پیمان است که طبق آن کشورهایی که تاکنون سلاح هسته ای
 نساخته اند، نمی توانند به ساخت آن اقدام کنند. این خود نشان می دهد که ایران هیچ وقت قصد دستیابی به سلاح هسته ای را نداشته است؛ چون با اطمینان از اهداف خود شروط
 «اِن پی تی» را پذیرفته، در سال ۱۹۷۰  میلادی به آن ملحق شده و یکی از نخستین کشورهایی بوده که آن را  امضا کرده است. اسرائیل یکی از ۹ دولتی است که از سلاح هسته‌ای برخوردار هستند. ۸ کشور دیگر ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین، هند، پاکستان و کره شمالی هستند. بر اساس اعلام سازمان ابتکار تهدید هسته ای (Nuclear Threat Initiative)، اسرائیل تاکنون خود را به ۹۰ کلاهک جنگی
 هسته ای تجهیز کرده و به اندازه ای پلوتونیوم دارد که بتواند حدود ۲۰۰ سلاح اتمی تولید کند. این پلوتونیوم چیزی بین ۷۵۰ تا ۱۱۱۰ کیلوگرم است که با آن می تواند ۱۸۷ تا ۲۷۷ سلاح هسته ای دیگر بسازد. بر اساس آمار سازمان های اطلاعاتی غربی، اسرائیل که ذخیره ای از ۲۰۰ کلاهک اتمی را در انبارهای خود دارد، تنها دارنده زرادخانه هسته ای در خاورمیانه (غرب آسیا) است.

پروژه هسته ای شدن از دهه ۱۹۵۰
وجود این میزان تسلیحات هسته ای سبب شده است اسرائیل برخلاف ایران، یک مهاجم هسته‌ای بالقوه  باشد؛ با یک برنامه اتمی سری که سر کلاف آن را باید در دهه ۱۹۵۰ جستجو کرد. دیوید بِن گوریون اولین نخست وزیر اسرائیل، در اواسط دهه ۱۹۵۰ میلادی پروژه
 هسته ای رژیم صهیونیستی را راه اندازی کرد. در این راستا، یک مجتمع بزرگ در دیمونا، شهری واقع در صحرای نقب ساخته شد که همان نیروگاه اتمی دیمونا است؛ جایی که اسرائیل نخستین مقدار پلوتونیوم خود را به کمک فرانسه تولید کرد. فرانسه به ساخت رآکتور دیمونا کمک کرد، فناوری های کلیدی را در اختیار مهندسان آن گذاشت و بدین ترتیب در دهه ۱۹۵۰ در 
پایه ریزی پیشرفت هسته ای اسرائیل سهیم بود. این همکاری محرمانه بود؛ به طوری که حتی ایالات متحده که نزدیک ترین متحد اسرائیل است در ابتدای امر از آن بی خبر بود. اسنادی که به تازگی از محرمانگی خارج شده اند، نشان می دهد واشنگتن اواخر دهه ۱۹۵۰ پی در پی از اسرائیل درباره این که در دیمونا چه کار می کند توضیح می خواست که سرانجام بن گوریون تحت فشارهای مکرر ایالات متحده، به پارلمان اسرائیل اعلام کرد رآکتور دیمونا یک رآکتور تحقیقاتی بوده و در خدمت صنعت، کشاورزی، بهداشت و درمان و علوم است. این چنین بود که اسرائیل یک فریب طولانی مدت و پیچیده را  آغاز کرد.

چراغ سبز آمریکا به تل آویو
اسرائیل بیش از نیم قرن است که توانایی ساخت تسلیحات‌اتمی را به دست آورده، اما به شیوه ای این کار را انجام داده که به هیچ کدام از روش های کشورهای دارنده سلاح
 هسته ای شباهت ندارد. در سال ۱۹۶۹، ایالات متحده برای اسرائیل استثنا قائل شد و به این متحد خود چراغ سبز نشان داد تا به ساخت سلاح اتمی البته به شرطی که مخفیانه باشد، ادامه دهد. این هماهنگی مزورانه با نام «توافق ۱۹۶۹ نیکسون-مایر» بین ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت ایالات متحده و گلدا مایر نخست وزیر وقت‌رژیم صهیونیستی صورت گرفت. 
از آن زمان تا به امروز اسرائیل سیاست پنهانکاری عامدانه را در ارتباط با برخورداری از سلاح هسته ای پیش گرفته است و مقامات آن یکی پس از دیگری و هماهنگ با یکدیگر، وجود زرادخانه هسته ای را نه تصدیق و نه نفی می کنند. اما تمامی این تلاش ها برای مخفیکاری بیهوده بود؛ چراکه در سپتامبر ۱۹۸۶ «مردخای وانونو» فیزیکدان اسرائیلی مراکشی تبار که خودش در گذشته در تأسیسات
اتمی دیمونا کار می کرد برای نخستین بار پرده از راز هسته ای اسرائیل برداشت و اطلاعات محرمانه زرادخانه اتمی صهیونیست ها را در اختیار رسانه ها گذاشت. وانونو در سال ۱۹۸۵ از محل کارش یعنی تأسیسات اتمی دیمونا اخراج شد، اما پیش از ترک آنجا عکس های زیادی از فضای داخلی این تأسیسات گرفت و روزنامه ساندی تایمز نیز پس از راستی آزمایی
 عکس های وانونو و بررسی اطلاعات او، در سپتامبر ۱۹۸۶ طی گزارشی مفصل به افشاگری زرادخانه اتمی اسرائیل  پرداخت.  

«گزینه سامسون»
استفاده از بمب هسته ای، آخرین راه چاره برای اسرائیل است که گفته می شود رهبران این رژیم در دهه ۱۹۶۰ نام آن را «گزینه سامسون» گذاشتند. منظور از آن، اصل انتقام هسته ای به عنوان استراتژی  بازدارندگی در مواجه با تهدیدی است که موجودیت آنها را به خطر 
می اندازد. سامسون، شخصیتی یهودی در کتاب عهد عتیق یهودیان است که دشمنانش او را در معبدی به غل و زنجیر کشیده بودند، اما او با قدرت خدادادی اش ستونی که به آن بسته شده بود را از جا کند و آوار بر سر خود و تمامی اسیرکنندگانش فروریخت و همگی با هم نابود شدند. «آلبرت اینشتین» دانشمند آلمانی که یهودی بود، بینشی از ماهیت ماده به جهان علم عرضه کرد که سبب شد رویای بمب اتم به واقعیت بدل شود و این چیزی بود که او همیشه درباره اش تأسف می خورد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی